دیکشنری فارسی

patsy

US'pætsı

معنی فارسی

فريب خورده شخص گول خورده نازک نارنجي. احمق زود باور هالو گولو

معنی کامل و مثال‌ها

/pat´sē/n., pl.

(خودمانی)

دلال مظلمه، کسی که کاسه کوزه‌ها را به سر او می‌شکنند، خربارکش

احمق، زود باور، هالو، گولو

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense and past participle of 'pat'.

ریشه

From the verb 'pat'.

مثال

  • She patted the dog on the head.
  • He patted his pockets to find his keys.
  • The teacher patted the student's back as a sign of encouragement.

واژه‌های دیگر با معنی «فريب خورده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن