patter (1)
معنی کامل و مثالها
/pat´ǝr/vi., n.
● صدای تپ تپ، صدای چک چک
the patter of rain on leaves
صدای چک چک باران بر روی برگها
● تپ تپ کردن، چک چک کردن، تق تق کردن، تلپ تلپ کردن
she pattered rapidly down the stairs
او به سرعت تلپ تلپ کنان از پلهها پایین رفت.