دیکشنری فارسی

pattered

UKpætəd US'pætəd

معنی فارسی

زبان دزدان ومانندانها سخن غير مفهوم لفاظي کلمات سروديا کمدي

ریشه و کاربرد

Noun, Verb

The action or sound of something patterning.

ریشه

From the verb 'patter'.

مثال

  • The pattering of rain on the roof was calming.
  • She could hear the pattering of footsteps behind her.
  • The pattering of the keyboard filled the room.

واژه‌های دیگر با معنی «زبان دزدان ومانندانها»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن