دیکشنری فارسی

pay (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/pā/vt.

● (برای مقاوم کردن در مقابل آب) قیراندود کردن

to pay the seams of a wooden ship

درزهای کشتی چوبی را قیرمالی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن