payable to the bearer معنی فارسی در وجه حامل واژههای دیگر با معنی «در وجه حامل» payable to bearer قابل پرداخت در وجه حامل re-issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از يک، بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند black endorsement براتي که در وجه حامل ظهر نويسي شده باشد bearer stock سهام و اوراق قرضه بدون نام، اسناد در وجه حامل bearer اورنده، برنده، حامل