دیکشنری فارسی

payload

UKpeiloud US'peı'ləud

معنی فارسی

حداکثر بار ، بازده حمل بار خودرو ،

حداکثر قابليت حمل بار ،

بازده خودرو يا دستگاه

معنی کامل و مثال‌ها

/pā´lōd´/n.

بار یا محموله‌ی سودآور

(هواپیما و فضاناو و غیره) بار، ظرفیت باربری (مثلا تعداد مسافران و باروبنه‌ی آنها در مقابل سوخت و سایر چیزهایی که به مصرف خود هواپیما می‌رسد)

(موشک) قدرت انفجاری کلاهک

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'pay' + 'load'. First known use in 1914.

مثال

  • The payload of the truck was too heavy.
  • The spacecraft has a payload of scientific instruments.
  • The missile's payload is a nuclear warhead.

ترکیب‌های رایج

Payload capacity Payload delivery Payload bay Payload specialist

تعریف انگلیسی

noun
  1. goods carried by a large vehicle
  2. the front part of a guided missile or rocket or torpedo that carries the nuclear or explosive charge or the chemical or biological agents

واژه‌های دیگر با معنی «حداکثر بار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن