paymaster
UKpeimɑːstər
معنی فارسی
مامور پرداخت
معنی کامل و مثالها
/pā´mas´tǝr/n.
● مامور پرداخت، صندوقدار، سررشته دار
● (مجازی) مشوق و کمک کننده، یاور مالی
تعریف انگلیسی
noun
- a person in charge of paying wages