paymaster (JF) معنی فارسی افسر عامل افسر پرداخت واژههای دیگر با معنی «افسر عامل» disbursing officer افسر عامل، افسر پرداخت پول، افسر ذيحساب مالي accountable disbursing officer افسر عامل، افسر ذيحساب مالي agent officer افسر عامل پرداخت