payment in full معنی فارسی پرداخت تمام پرداخت کامل واژههای دیگر با معنی «پرداخت تمام» pay off پرداخت کردن (تمام ديون)، تاديه کردن، تسويه کردن finisher تمام کننده، کامل کننده، پرداخت کننده finishing تکميلي، تمام کننده، پرداخت کننده