paysage معنی فارسی دورنما چشم انداز نقاشي دورنما واژههای دیگر با معنی «دورنما» landscape دورنما، چشم انداز، منظره خشکي teleostereoscope دورنما landscapist دورنما ساز outlook چشم انداز، دورنما، چشم داشت vista منظره باريک، چشم انداز، دورنما look-out مراقبت، ديدبان، چشم انداز lookout مراقب، ديده بان، ديدگاه