دیکشنری فارسی

peaked (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/pēk´id/adj.

● نحیف، رنجور، بی حال و رنگ پریده، بیمارنما، بیمار گونه

the lost mountain climbers looked a little peaked

کوهنوردان گمشده ظاهری بیمار گونه داشتند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن