دیکشنری فارسی

peal

UKpiːl USpi:l

معنی فارسی

صداي پيوسته صداي مکر ر غوغا صداي ناقوس جرنگ جرنگ صداي ناگهاني

معنی کامل و مثال‌ها

/pēl/n., vi., vt.

● (صدای بسیار بلند ناقوس‌ها) دنگ دنگ

the peal of our victory could be heard from afar

صدای ناقوس‌هایی که پیروزی ما را اعلام می‌کردند از دور شنیده می‌شد.

● یک دسته زنگ یا ناقوس هماهنگ

● صدای بلند و ممتد (توپخانه یا تندر یا خنده و غیره)، غرش، غرم غرم، شلیک

peals of laughter

صدای قهقه خنده

the heavy peals of thunder

صدای سنگین غرم غرم تندر

the peal of those guns pounding my city

غرش آن توپ‌هایی که شهر مرا می‌کوبیدند

● (مثل ناقوس) دنگ دنگ کردن، (تندر و غیره) غریدن، طنین انداز شدن

church bells pealed the news all over the town

دنگ دنگ ناقوس‌های کلیسا آن خبر را در تمام شهر پراکنده کرد.

their laughter pealed through the hall

خنده‌ی آنان در تالار طنین افکن شد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a deep prolonged sound (as of thunder or large bells)
  2. ring recurrently “bells were pealing” “Something ----s”
  3. sound loudly and sonorously “the bells rang” “Something ----s”

مترادف‌ها

I. noun
Blast, burst, blare, clang.
II. verb neuter
Resound, echo, re echo, boom, thunder, roar.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن