دیکشنری فارسی

peddle

UKpedl US'pedəl

معنی فارسی

دوره گردي کردن ، وقت خود را بيهوده گذراندن ،

خرده فروختن

معنی کامل و مثال‌ها

/ped´'l/vi., vt.

دوره گردی و دستفروشی کردن، طوافی کردن، دوره فروشی کردن، پیله وری کردن

Javad used to peddle tomatoes

جواد گوجه فرنگی دستفروشی می‌کرد.

(با پرداختن به امور بی‌اهمیت) وقت تلف کردن (piddle هم می‌گویند)

(تداعی کمی منفی - عقیده یا معلومات را) پراکندن، پخش کردن

he used to peddle second hand opinions to rural audiences

او عقاید دست دوم را به خورد شنوندگان روستایی می‌داد.

don't peddle gossip!

شایعه پراکنی نکن‌!

ریشه و کاربرد

Verb

To sell goods or promote an idea by going from place to place.

ریشه

From the Middle English word 'pedlen', meaning 'to sell, deal in'.

مثال

  • He peddled his homemade crafts at the local market.
  • The salesman peddled his products door-to-door.
  • She peddled her political agenda during the campaign.

ترکیب‌های رایج

Peddle goods Peddle products Peddle ideas

مترادف‌ها

I. verb active
Hawk, retail, vend.
II. verb neuter
1. Hawk, retail, vend.
2. Trifle, dawdle.

واژه‌های دیگر با معنی «دوره گردي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن