دیکشنری فارسی

peduncle

معنی فارسی

ساقه اصلي ،

ساق بندي که بخشي از مخ رابابخش ديگران مي

پيوند د ، بند

معنی کامل و مثال‌ها

/pē duŋ´kǝl, pē´duŋ´-/n.

● (گیاه شناسی) دمگل، دم میوه، دمبرگ، پایک

● (کالبد شناسی - جانور شناسی) پایک، ساقه‌ی مغز، دمک

تعریف انگلیسی

noun
  1. the thin process of tissue that attaches a polyp to the body
  2. stalk bearing an inflorescence or solitary flower
  3. a bundle of myelinated neurons joining different parts of the brain

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن