peep (1)
معنی کامل و مثالها
/pēp/vi., n.
● (پرنده و حشره) جیک جیک کردن، جیر جیر کردن
a brood of chickens were peeping and running after their mother
یک دسته جوجه جیک جیک کنان دنبال مادر خود میدویدند.
● جیک جیک، جیر جیر
the peep of the mice
صدای جیر جیر موشها
● (انسان) صدای کوتاه ایجاد کردن، جیک زدن
we were cursed but we didn't peep
فحش شنیدیم ولی جیک نزدیم.
● صدای کوتاه، جیک
don't let me hear another peep out of you!
وای به حالت اگر یکبار دیگر جیک بزنی!