دیکشنری فارسی

pelt (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/pelt/n.

● (پوست یا چرم که مو یا پشم آن را نکنده باشند) پوستین، وت، پوست

● (پوست یا چرم خام که مو یا پشم آن را کنده باشند) چرم خام، پوست دباغی نشده، خام سوز

● (مزاح آمیز) پوست انسان، پوست بدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن