penalize
US'penə'laız
معنی فارسی
جزائي شمردن کيفري قلمدادکردن جريمه کردن تاواني کردن
معنی کامل و مثالها
/pē´nǝl īz´/vt.
● جریمه کردن، تاوان گرفتن
to penalize unlicensed drivers
رانندگان بدون گواهینامه را جریمه کردن
to penalize a team 10 yards for unnecessary roughness
به خاطر خشونت بیمورد تیم را 10 یارد جریمه کردن
● تنبیه کردن، به کیفر رساندن
● در موقعیت نامساعد قرار دادن
● کیفری کردن، قابل جزا کردن