دیکشنری فارسی

penalize

US'penə'laız

معنی فارسی

جزائي شمردن کيفري قلمدادکردن جريمه کردن تاواني کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/pē´nǝl īz´/vt.

جریمه کردن، تاوان گرفتن

to penalize unlicensed drivers

رانندگان بدون گواهینامه را جریمه کردن

to penalize a team 10 yards for unnecessary roughness

به خاطر خشونت بی‌مورد تیم را 10 یارد جریمه کردن

تنبیه کردن، به کیفر رساندن

در موقعیت نامساعد قرار دادن

کیفری کردن، قابل جزا کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن