دیکشنری فارسی

penguin

UKpeŋgwin US'peŋgwən

معنی فارسی

يکجور مرغ دريايي در نيم کره جنوبي که بالهاي

پره داري براي شنا کردن زير آب دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/peŋ´gwin, pen´-/n.

● (جانور شناسی)

● پنگوئن (راسته‌ی Sphensciformes)

● (قدیمی) رجوع شود به: great auk

تعریف انگلیسی

noun
  1. short-legged flightless birds of cold southern especially Antarctic regions having webbed feet and wings modified as flippers

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن