دیکشنری فارسی

penny

UKpeniː US'penı

معنی فارسی

پني دينار خرده ذره

معنی کامل و مثال‌ها

/pen´ē/n., pl.

● (انگلیس و غیره - واحد پولی برابر با یکصدم پوند - سابقا: یک دوازدهم شیلینگ) پنی

● (امریکا و کانادا - یک صدم دلار) سنت

● مبلغ

* a penny for your thoughts

فکرت را با من درمیان بگذار، بگو به چه چیز فکر می‌کنی

* a penny saved is a penny earned

هر یک شاهی که صرفه‌جویی شود مانند یک شاهی است که کسب شده است، صرفه‌جویی پول را زیاد می‌کند

* a pretty penny

(عامیانه) مبلغ هنگفت

* turn an honest penny

با شرافتمندی امرار معاش کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. a fractional monetary unit of Ireland and the United Kingdom; equal to one hundredth of a pound
  2. a coin worth one-hundredth of the value of the basic unit

واژه‌های دیگر با معنی «پني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن