pentadactylate معنی فارسی پنج انگشته پنجه دار واژههای دیگر با معنی «پنج انگشته» pentadactylic پنج انگشته، پنجه دار pentadactylous پنج انگشته، پنجه دار pentadactyl پنجه دار، پنج انگشته brontosaur برونتوسور، هر دايناسور سر کوچک و پنج انگشته