percentage
معنی فارسی
درصد صدي چند چند درصد قسمت مقدار بهره کاري مرابحه
معنی کامل و مثالها
/pǝr sent´ij/n.
● درصد، در هرصدتا، درصدی، درصدانه
the higher the income, the larger the percentage saved
هرچه درآمد بیشتر باشد درصد پس انداز بیشتر است.
● (عامیانه) فایده، سود
no percentage in worrying
دلواپسی فایده ندارد.
● (عامیانه - معمولا جمع) قمار یا مخاطرهای که احتمال برد آن زیاد است، احتمال برد، احتمال
● بخش، نسبت، سهم
a percentage of the audience
بخشی از حضار
● حق العمل، پورسانتاژ
● شمار، تعداد، مقدار، میزان
● (ریاضی) سدانه، صدانه
تعریف انگلیسی
- a proportion in relation to a whole (which is usually the amount per hundred)
- assets belonging to or due to or contributed by an individual person or group “he wanted his share in cash”