دیکشنری فارسی

pericranium

معنی فارسی

پوست کاسه سر پوشش جمجمه غشا جمجمه سمحاق مغز خرد

معنی کامل و مثال‌ها

/per´ikrā´nē ǝm/n., pl.

(کالبد شناسی) ضریع خارجی جمجمه، پیرا جمجمه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن