period of roll معنی فارسی دوره تناوب زمان تناوب چرخش واژههای دیگر با معنی «دوره تناوب» sidereal period دوره تناوب نجومي، پريود نجومي earthquake period دوره تناوب زلزله half-life period تناوب يا دوره نيم عمر، مدت زمان لازم براي فعاليت يک ماده، راديواکتيو است که به نصف مقدار اوليه light period دوره تناوب روشنايي چراغ دريايي، دوره تناوب روشن شدن فار دريايي recurrence interval زمان برگشت، دوره تناوب return perion زمان برگشت، دوره تناوب camera cycling rate نواخت باز و بسته شدن ديافراگم دوربين، دوره تناوب عکاسي