perk (1)
معنی کامل و مثالها
/pu_rk/vt., vi., adj.
● (معمولا با: up - سر خود و غیره را) بلند کردن، (گوشهای خود را) تیز کردن
the horse perked up his ears and neighed
اسب گوشهای خود را تیز کرد و شیهه کشید.
she perked up her head and looked out
سرش را بلند کرد و به بیرون نگاه کرد.
● (معمولا با: up یا out) شیک کردن، آراسته کردن، جلوه دادن، رنگ و رو بخشیدن، تر و تازه کردن
the place has been recently perked out
اخیرا به آن محل سر و صورت دادهاند.
● سرزنده کردن یا شدن، سرحال آوردن یا آمدن، به اشتیاق آوردن یا آمدن
the smell of food perked the children up
بوی خوراک بچهها را به اشتیاق آورد.
● رونق دادن
repeated sales perk up our income
حراجهای مکرر میزان فروش را بالا میبرد.
● (نادر) رجوع شود به: perky