perpendecular معنی فارسی عمودي ، قائم عمود ، خط عمودي يا قائم واژههای دیگر با معنی «عمودي» perpendicular عمودي، ستوني، ستون وار vertical عمودي، شاغولي، راست othogonal عمودي queen-post تير عمودي، شاه تير vertical growth رشد عمودي vertical recording ضبق عمودي whip stall حرکت عمودي، شيرجه قائم، سوت کشيدن aplomb حالت عمودي، اطمينان، اعتماد (به خود) perpendicularity حالت عمودي، عموديت، راستي normal force تلاش عمودي، نيروي عمودي