دیکشنری فارسی

persuader

UKpəːsədər

معنی فارسی

وادار کرذن بران داشتن اغوا کردن ترغيب کردن متقاعد کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-swā´dǝr/n.

● متقاعد کننده، وادار کننده، مجاب کننده

a gun is a powerful persuader!

هفت‌تیر متقاعد کننده‌ی نیرومندی است‌!

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who tries to persuade or induce or lead on

واژه‌های دیگر با معنی «وادار کرذن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن