pet (1)
معنی کامل و مثالها
/pet/n., adj., vi., vt.
● (جانور) دست آموز، خانگی، دست پرورده
cats and dogs are among the commonest kinds of pets
گربه و سگ در زمرهی عادیترین حیوانان خانگی هستند.
a pet lamb
یک گوسفند دست آموز
● سوگلی، محبوبه، محبوب، عزیز کرده
pet students
شاگردان عزیز دردانه
a teacher's pet
عزیز کردهی معلم
the spoiled pets of motion picture magazines
سوگلیهای لوس مجلات سینمایی
his pet project
طرح مورد علاقه او
● (خطاب) عزیزم، جانم
● مهرآمیز، حاکی از محبت
her name was Susan, but her parents called her by the pet name "Susu"
اسمش سوسن بود ولی والدینش او را به نام مهرآمیز ((سوسو)) صدا میکردند.
● (شکایت و غیره) بزرگترین، عمده، ویژه، بخصوص
what is his pet peeve?
شکایت عمدهی او چیست؟
● نوازش کردن، (با محبت و نرمی) دست زدن
the dying old man was petted by all the nurses
پیرمرد مردنی مورد نوازش همهی پرستاران قرار گرفت.
the child held the kitten against his chest and petted it
کودک بچهگربه را در بر گرفت و آن را نوازش کرد.
● سو گلی کردن، مورد لطف قرار دادن، کمک و محبت کردن
at the end, however, the man whom he had petted and favored betrayed him
در هر حال مردی که به او لطف و محبت کرده بود آخر به او خیانت کرد.
● (عامیانه) در آغوش گرفتن و بوسیدن، ماچ و بوسه کردن