دیکشنری فارسی

pet (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/pet/n., vi.

● بد خلقی، کج خلقی، ترشرویی

she resigned in a pet

با خلق‌تنگی استعفا داد.

● کدورت، دل آزردگی، غیظ، کولی گری

to get in a pet

دل آزرده شدن، کولی گری در آوردن

● دل آزرده شدن، برزخ شدن، دلخور شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن