دیکشنری فارسی

peter (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/pēt´ǝr/vi.

● (عامیانه‌- با: out) کم شدن (به تدریج)، تحلیل رفتن، نقصان یافتن

the noise petered out

سرو صدا کم کم فرونشست.

the students' interest in history has petered out

علاقه‌ی شاگردان به تاریخ کاهش یافته است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن