دیکشنری فارسی

phallic

UKfælik US'fælık

معنی فارسی

وابسته به پرستش الت مردي ،

وابسته به الت رجوليت ، وابسته به قضيب ،

کيري.

معنی کامل و مثال‌ها

/fal´ik/adj.

وابسته به آلت تناسلی مرد، قضیبی، کیری، ذکری

وابسته به قضیب پرستی، ذکر پرستانه

تناسلی، شرمگاهی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. relating to a phallus especially as an embodiment of generative power “a phallic cult” “phallic worship” “Pertains to noun: phallus”
  2. resembling or being a phallus “a phallic symbol” “phallic eroticism” “priapic figurines”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن