دیکشنری فارسی

phantasmagoria

معنی فارسی

نمايش اشکالي بدان سان که گاهي بزرگ و گاهي

کوچک نمايند ، اشکال خيالي

معنی کامل و مثال‌ها

/fan taz´mǝ gôr´ēǝ/n.

● (در اصل) فانوس چند رنگ و چند نقش که سایه روشن‌ها و تصویرهای گوناگون و زود گذر ایجاد می‌کرد، فانوس جادو

● (هر چیزی که به سرعت دگرگون و دگر نقش می‌شود مانند برخی خواب‌ها و تخیلات) صحنه‌ی اوهام، پندار آمیزه، خیال آشوب، جادو پندار (phantasmagory هم می‌نویسند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Greek 'phantasma', meaning 'apparition' or 'illusion', and 'agora', meaning 'assembly' or 'gathering'.

مثال

  • The movie created a phantasmagoria of surreal and haunting visuals.
  • Her mind was filled with a phantasmagoria of memories and fantasies.
  • The artist's exhibition was a phantasmagoria of colors and shapes.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a constantly changing medley of real or imagined images (as in a dream)

مترادف‌ها

noun
1. Magic lantern, phantasmagory.
2. Illusive images, optical illusions.

واژه‌های دیگر با معنی «نمايش اشکالي بدان سان که گاهي بزرگ و گاهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن