pharisaicalness معنی فارسی فريسي ، عضو دسته اي از يهودکه ايين مذهب را بي اندازه رعايت مي کردند واژههای دیگر با معنی «فريسي» pharisee فريسي، عضو دسته اي از يهودکه ايين مذهب را بي اندازه، رعايت مي کردند pharisaic وابسته به فريسي، رياکارانه . pharisaism اخلاق فريسي هارياکاري، زهدخشک