phenomenons معنی فارسی حادثه عارضه اثر طبيعي نمود تجلي نادره شخص برجسته چيزياشخص عجيب واژههای دیگر با معنی «حادثه» accident حادثه، سانحه، اتفاق phenomenon حادثه، عارضه، اثر طبيعي wonderments حادثه، عارضه، اثر طبيعي phenomena حادثه، عارضه، عرض accide حادثه، سانحه، اتفاق phenomenal حادثه اي، عارضه اي، عرضي eventless بي حادثه، بي رويداد، بي سرگذشت uneventful بي حادثه، بدون رويداد مهم. fortuitous event حادثه قهري، حادثه جبري، حادثه تصادفي adventurism حادثه جويي، اقدام به کاري کردن.