دیکشنری فارسی

phenyl

معنی فارسی

فنيل اصل بنزين

معنی کامل و مثال‌ها

/fen´ǝl, fē´nǝl/n.

● (شیمی) فنیل (بنیان یک ظرفیتی C6H5)

واژه‌های دیگر با معنی «فنيل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن