philologer معنی فارسی زبان شناس ، لغت شناس ، کسيکه ازاصول و قواعدکلي زبانها اگاه است واژههای دیگر با معنی «زبان شناس» philologist زبان شناس، لغت شناس، ي کسيکه از اصول و قواعدکلي زبانها اگاه است linguist زبان دان، زبان شناس Grecian يوناني، دانشجوي زبان يوناني، يونان شناس