دیکشنری فارسی

philoprogenitive

معنی فارسی

بچه دوست

معنی کامل و مثال‌ها

/fil´ō prō jen´ǝ tiv/adj.

پراولاد، پر فرزند

فرزند دوست، اولاد پرست

وابسته به فرزند دوستی، فرزند دوستانه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن