phlegmasia معنی فارسی اماس التهاب ورم واژههای دیگر با معنی «اماس» inflammation اماس، شعله ور سازي، افروزش swelling اماس، باد، ورم encephalitic اماس مخ، ورم مغز، ورم جرم دماغ encephalitis اماس مخ، ورم مغز، ورم جرم دماغ phrenitis اماس مخ gingivitis اماس لثه، التهاب لثه blepharitis اماس پلک، ورم جفن faucitis اماس گلو، ورم حلق hepatitis اماس جگر، ورم کبد palpebritis اماس پلک، ورم جفن