دیکشنری فارسی

phosphate

US'fɔsfeıt

معنی فارسی

فوسفات نمک اسيدفوسفوريک

معنی کامل و مثال‌ها

/fäs´fāt´/n.

● (شیمی)

● فسفات

● کود فسفات‌دار

● شربت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a salt of phosphoric acid
  2. carbonated drink with fruit syrup and a little phosphoric acid

واژه‌های دیگر با معنی «فوسفات»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن