پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
phosphorylate
معنی فارسی
فسفر زدن
معنی کامل و مثالها
/fäs´fō ril āt´/vt.
●
(به ترکیب آلی) فسفر زدن
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن