دیکشنری فارسی

photo-

معنی کامل و مثال‌ها

/fōt´ō, -ǝ/

● پیشوند:

● نوری، ایجاد شده توسط نور، رخشی، شیدی، فروغی [photosynthesis]

● عکس، عکاسی [photomicrograph]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن