دیکشنری فارسی

photochronograph

معنی فارسی

دستگاه زماننما عکس جنبشنما

معنی کامل و مثال‌ها

/fōt´ō krän´ǝ graf´/n.

● (سابقا - دستگاهی که برای نشان دادن حرکت، عکس‌های پی‌درپی می‌گرفت) دستگاه زمان‌نما، عکس جنبش‌نما

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن