دیکشنری فارسی

photocopy

US'fəutəu'kɔpı

معنی فارسی

رونوشت برداري بوسيله عکاسي ، فتوکپي.

معنی کامل و مثال‌ها

/fōt´ō käp´ē/n., pl.

● روگرفت، فتوکپی

● روگرفت کردن، فتوکپی گرفتن یا کردن

I photocopied the letter

نامه را فتوکپی کردم.

تعریف انگلیسی

verb
  1. a photographic copy of written or printed or graphic work
  2. reproduce by xerography “Somebody ----s” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «رونوشت برداري بوسيله عکاسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن