دیکشنری فارسی

photogenic

UKfətɔdʒenik US'fəutə'dʒenık

معنی فارسی

روشني زا تابنده روشنايي دهنده

معنی کامل و مثال‌ها

/fōt´ō jen´ik, fōt´ǝ-/adj.

● نوری، شیدی، فروغی، شیدزاد، نورزاد، فروغ زاد

● شبتاب، فروزنده، نورزا، شیدزا، فروغ‌زا

● خوش‌عکس، خوب برای عکاسی

my daughter Julie is very photogenic

دخترم جولی خیلی خوش‌عکس است.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. looking attractive in photographs

واژه‌های دیگر با معنی «روشني زا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن