phylon معنی فارسی نژاد قبيله اجداد سلسله دودمان راسته . واژههای دیگر با معنی «نژاد» stirps نژاد، نسب، دودمان phyla نژاد، قبيله phylum نژاد، قبيله congenerous هم نژاد، وابسته، هم اصل purebred پاک نژاد، اصيل، جانور يا گياه خوش نژاد. full-blooded پاک نژاد، اصيل، خوش بنيه Caucasoid نژاد سفيد، سفيد پوست celt نژاد سلت. eugenics اصلاح نژاد master race نژاد برتر.