physical movement معنی فارسی حرکت بدني حرکت جسماني واژههای دیگر با معنی «حرکت بدني» skate off حرکت بطرف حريف و تماس بدني با او براي، دور کردن او از گوي eurhythmics حرکات بدني موزون، تناسب حرکت eurhythmy حرکات بدني موزون، تناسب حرکت eurythmy حرکات بدني موزون، تناسب حرکت