physiol
معنی فارسی
مخفف:
وابسته به تنکرد شناسي
تنکرد شناسي، فيزيولژي
معنی کامل و مثالها
● مخفف:
● وابسته به تنکرد شناسی
● تنکرد شناسی، فیزیولژی
مخفف:
وابسته به تنکرد شناسي
تنکرد شناسي، فيزيولژي
● مخفف:
● وابسته به تنکرد شناسی
● تنکرد شناسی، فیزیولژی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن