pick (1)
معنی کامل و مثالها
/pik/vt., n.
● (بافندگی)
● ماکو زدن، ماکو را انداختن
● یک رج (که ماکو زده شده است)، یک پرتاب ماکو
● پود، نخ عرضی پارچه
/pik/vt., n.
● (بافندگی)
● ماکو زدن، ماکو را انداختن
● یک رج (که ماکو زده شده است)، یک پرتاب ماکو
● پود، نخ عرضی پارچه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن