pick (2)
معنی کامل و مثالها
/pik/n.
● کلنگ
● (معمولا در ترکیب) وسیلهی برداشتن یا پاک کردن (و غیره)
toothpick
خلال دندان
ice pick
آلت برداشتن یخ، یخ شکن
● شانهی دندانه بلند (برای گیسوی بلند یا فرفری)
● (کفش اسکی روی یخ) پیش آمدگی جلو تیغه
● (موسیقی) مضراب، زخمه