picked (1)
معنی کامل و مثالها
/pikt/adj.
● (با دقت) انتخاب شده، برگزیده، منتخب، نخبه، دستچین، زبده
a few picked men
چند مرد برگزیده
● (از گیاه) کنده شده، چیده
fresh-picked cherries
گیلاسهای تازه چیده شده
/pikt/adj.
● (با دقت) انتخاب شده، برگزیده، منتخب، نخبه، دستچین، زبده
a few picked men
چند مرد برگزیده
● (از گیاه) کنده شده، چیده
fresh-picked cherries
گیلاسهای تازه چیده شده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن