دیکشنری فارسی

picro-

معنی کامل و مثال‌ها

/pik´rō/

● پیشوند:

● تلخ [picrotoxin]

● اسید پیکریک (پیش از واکه: picr-)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن